کرده دلم هوای کرب و بلای حسیـــــن جون و دل و قلب من همه فدای حسین هر سال میام تو هیئت سینه برات میزنم پیرهن ِ رنگ مشـــکی پوشیده ام بر تنم آخه عزای عشقه حسین دوای عشقه ارادت ِ من آقا همه برای عشـــــقه منم با دشمناتون همیشه در ستیزم تو هیئت تو آقا غلامم و کنیـــــزم سلام به آقای نــــور سلام به مرد صبور سلام به نام حسیــــن سلام به آن نور عین سلام به چشمان تو سلام به دستــان تو سلام به احساس دل سلام به عبــاس دل سلام یا ثــارالله سلام ابا عبدالله سلام یا بن رسول سلام یا ابن بتول سلام یا ابن علی سلام یا ابن ولی سلام وتر الموتور سلام نور مسرور سلام هر روز و شب سلام در حال تـــــب سلام تا قیامـــت سلام تا شفاعت بزرگ است این مصیبت عظیم است این عظیمـت من صلحم با شمایان در جنگ با دشمنان لعن به بنی امیه کشتند آن رقیـه لعنت به شمر ملعون پا شد به کربلا خون لعــــــن خدا بر یزید عشق ِ حسین را ندید لــعنت به اولین ظلم لعنت به آخرین ظلم خــــــــــــدا بده سعادت هر لحظه و هر ساعت کنم حسیـــن زیارت شوم نزدش شفاعت شنبه تا چهارشنبه ۲۰:۳۰ تا ۲۱:۳۰ رادیو جوان ::: ۸۸.۱ از وبلاگ سفید مثل شب که یکی از برنامه های زیبای رادیو جوان هست دیدن کنید. http://sefidieshab.blogfa.com/ من آن پری غزل خوان شهر دل هستم به چشم های بی نهایت مهربان تو دل بستم دیریست از این فاصله ها خستم پر گشودم و از هوای آرزو رَستم با خیال نیلوفری نگاه تو مستم چه عاشقانه مستم... من هنوز هستم... من هنوز هستم...! شاید روزی مرا در تنهایی چشمهایت بیابی آنروز روزیست که پیغامت را ستاره ها روی لبهای نازک ماه برایم فریاد می کنند. منو درگیر خودت کن نبسته ام به کس دل آقا جون مهربون میلادت مبارک! خدا٬ انسان وعشق؛

بی محابا در دل شب می پيچد
سكوت…….
داغی است بر زبان سايه ها
باز هم يادت …..
شرری می شود بر قامت باران های اشک
اين جا ميان غم آباد تنهايی
به اميد احيای خاطره ای متروك
روزها گريبان گير آفتابم
و شب ها
دست به دامن مهتاب
نمی گويم فراموشم نكن هرگز
ولي گاهی به ياد آور
رفيقی را كه ميدانم نخواهی رفت از يادش....
.jpg)

تا جهانم زیر و رو شه
تا سکوت هر شب من
با هجومت رو به رو شه
بی هوا بدون مقصد
سمت طوفان تو میرم
منو در گیر خودت کن
تا که آرامش بگیرم
با من غریبگی نکن
با من که درگیر توام
چشماتو از من بر ندار
من مات تصویر توام

نبسته کس به من دل
چو تخت پاره بر موج رها رها رها من
زمن هر آنکه او دور
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ستاره ها نهفتند در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من
هوای گریه با من
زمن هر آنکه او دو
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من




اين است "امانتي" كه بر دوش آدم٬ سنگيني مي كند
واين است آن "پيماني"
كه در نخستين بامداد خلقت با خدا بستيم٬
و "خلافت" او را در كوير زمين تعهد كرديم.
ما براي همين "هبوط" كرديم٬
و اينچنين است كه به سوي او باز مي گرديم.
((دکتر علی شریعتی))